|
|
|
|
|
پائیز و رنگین کمون برگای خشک
پائیز و یار دبستانی من پائیزو زوزه ی هجرت و غربت تنهای ها پائیز و نوستالژیاش.... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
جهان به مجلس مستان بی خبر ماند
که در شکنجه بود آن کسی که هوشیار است |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
"دروغ گوی یک وسیله دفاع در برابر کنجکاوی بی اجازه ای است که معمولا با قصد خوبی به میان نیامده است." شوپنهاور
دروغهای سفید دوست دارم... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
باید انتخاب کرد :اسودگی در تاریکی یا چالش در روشنایی.... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
آموزش دموکراسی در کوچکترین واحد اجتماع یعنی خانواده به قرار زیر است:
وقتی تو خونست یا موبایلش قفل یا رو ویبرست...بیایید همدیگر را آزاد بگذاریم. ۹ شب زنگ میزنه نمیاد خونه....بیایید همدیگر را آزاد بگذاریم. رژ لب زنانه تو ماشینش افتاده ...بیایید همدیگر را آزاد بگذاریم. میخوام آخر هفته با دوستام برم شمال ...بیایید همدیگر را آزاد بگذاریم. پیرو مقاله ی سردبیر روانشناسی جامعه |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
من آن مورم که بر پایش بمالند
نه زنبورم کز نیشش بنالند چگونه شکر این نعمت گذارم که زور مردم آزاری ندارم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
میشنوی با جفت گوشات ولی وانمود می کنی نشنیدی...و سکوتت از هر فریاد گوشخراشی ...ازار دهنده تره ... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
عاشقم پس هستم ......می بخشم پس بزرگم ....می نویسم پس میتوانم... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||