|
|
|
|
|
"هر که ارباب خود را تملق می گوید در نهان به اوخیانت می کند." ماسیون
و اندر باب چابلوسی شوهران به همسران باید بگویم که : اگر مردی شب هنگام زنش را تعریف کرد که :چه سری ..چه دمی ...عجب پای...به یقین ناخنکی به پنیرکی زده است...و اگر هدیه ای گرانبها آورده بود ...وا مصیبتا حکمن تجدید فراش کرده است...
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
با همه ی نچسب بودنت
چسباندمت چسبناک کنج یک خاطر غمناک در انتهای یک شب نمناک... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
نیست معلومم ز دور روزگار
بر چه می گریم چو باران زار زار... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
با شب ادراری هات روحم نجس شده...یه شیشه عطر جورجیوآرمانی هم بوی تند ادرار و از رختخوابم نمی بره...
کدوم مرجع ...کدوم رساله احکام غسل روح رو گفته؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
برخود قضاوت کردیم
از هم پراشیدیم خود براده های اندوه گشتیم هر خویش به جای خود رفت مگر من که وسواس قضاوت داشتم و دیگری که از نردبان های قضاوت ها سرنگون شده بود و هر دو در اندیشه ی دفن خویش در خود بودیم پنداشتم که دفن ما در گورستان قضاوت دیگری را به بار خواهد آورد.... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||