تبليغاتX
نخوانده هایم
رهایی شاخه های بید مجنون در باد...ارتفاع بلند تبریزی ها...

مراقبه ی گاو های کلار دشت هنگام نشخوار ...

حسرت آورند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت   توسط آناهیتا  | 

تنها چیزی که بهش عادت نمی کنم "خوشی" است...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت   توسط آناهیتا  | 

 چیستم من؟ ....

زاده ی یک شام لذت بار

ناشناسی پیش میراند در این راهم

روزگاری پیکری بر پیکری پیچید

من به دنیا آمدم بی آنکه خود خواهم....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت   توسط آناهیتا  |