|
|
|
|
|
روحم را به صلیب بی تفاوتی ها آویختم تا تو بخشوده شوی...
و دخترک رالای لحاف عروسی مادرم خفه کردم تا با موعظه ی کشیش مرطوب نشود...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||
|
|
|
|
|
خوشحال میشوم وقتی که می خوانم :آمار طلاق افزایش یافته...
می بینم :سن ازدواج بالا رفته... می شنوم:دختران دبیرستانی ....زن شده اند... دیگه بکارت نشانه ی نجابت نیست...دیگه موی سپید ...کفن سپید شاخصه ی زن زندگی نیست...و دیگه دختر که رسید به بیست به حالش نباید گریست...
پی نوشت یه احساس منفی ...وقتی که ببینی زن ایرانی خیانت و بر طلاق ترجیح نمی ده ...دختر بالغ دبیرستانی دیگه خود ارضای نمی کنه ...و دیگه سنت ازدواج مثل دین موروثی نیست ... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت توسط آناهیتا
|
|
||